فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
365
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
مربع امر عالى صادر شد كه آن قصر را به هيئت اوّل ، بل الطف و [ اكمل « 1 » ] مكمّل سازند . و اميرزاده على بيك ولد سلطان خليل كه آن اوقات در ديوان اعلى به امارت كبرى منصوب شده و بر صدر امرا مهر زده بود ، اتمام آن شغل را تكفّل نمود و در اندك زمانى چنان عالى بنيانى برافراخته و بر صورت اوّل ساخته و پرداخته گشت . در اين وقت كه موكب ميمون الحلول در صحراى اوجان عزم نزول مىفرمود ، عمارت قصر اتمام يافته بود . پادشاه گردون پناه همچو خورشيد ستاره سپاه كه بر اوج آسمان برآيد ، بر فراز آن قصر عالى بنيان برآمد و آن قصر مشيّد را كه ديدهء اميد در شاهراه پادشاه سفيد كرده بود ، ناگاه بخت سعيد از در درآمد . ابيات « 2 » شاه بر اوجِ قصرِ اوجان شد * قصرِ اوجان چو چرخِ كيوان شد ياد مىداد گردشِ ايّام * قصّهء هفت پيكر و بهرام هفت پيكر ز شاه يافته نور * صد چو بهرام در شكارش گور در حوالى آن قصر بلند ، شاهزادههاى ارجمند كه هر يك بر فلك اقبال ، خورشيدى و بر تخت « 3 » جلال ، جمشيدى بودند ، و امراى نامدار كه هر يك سكندر زمانى و رستم دستانى مىنمودند ( 194 - پ ) و علماى رفيع مقدار كه در حقايق نقليّه رأىشان « 4 » شفع اجتهاد شافعى و نعمان و در دقايق عقليّه فكرشان با فارابى و ابن سينا هم عنان بود ، و وزراى امانت شعار كه در كيش تدبير ايشان صد همچو تير فلك مانده و خامهء تحريرشان قلم نسخ بر دفتر عطارد رانده ، و حكما و اطبّا كه قانون شفا در اشارات شفا بخش ايشان اندراج داشتى و معضلات امراض از موجز عباراتشان علاج يافتى ، و منشيان براعت آثار كه در جنب فضل ايشان بدايع بديع همدانى خرافهء نادان نمودى و روايع صنايع ابو اسحاق صابى ملعبهء صبيان بودى ، و شعراى لطيف گفتار كه طبع انورى « 5 » ايشان در مدايح خاقانى آب حديقهء سنايى بردى و مطالع « 6 » خسروىشان در لمعان نام خورشيد چرخ ازرقى از
--> ( 1 ) . F : الطف و مكمل . ( 2 ) . P : نظم . ( 3 ) . F : بخت . ( 4 ) . P : ايشان . ( 5 ) . F : نورى . ( 6 ) . P : مطالعه .